آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 17 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

ای کلک

1391/10/2 8:55
نویسنده : مامانی
568 بازدید
اشتراک گذاری

من نمی دونم این نیم وجبی این کلکها رو از کی و کجا یاد گرفته  ، چند روز پیش عمه سارا زحمت کشیدن و آیلایی رو به خونشون مهمون بردند اخبار واصله حاکی از اونه که آین پرنسس ما تمام ظرف و ظروفهای مامانی رو وسط پذیرایی چیده بود و گویا مهمون هم قرار بود بیاد وقتی که به آیلا می گن بیا کمک کن تا وسایل رو جمع کنیم ، آیلا می گه خسته هستم و حدود یک ربع بعد دوباره مامانی می گن بابا شما که کاری نکردی که خسته باشی یک دفعه وروجک دستش و به کمرش می زنه و می گه من کمرم درد می کنه و می ره دراز می کشه . تعجبتعجبنیشخند

حالا یک کلک دیگه هم که یاد گرفته شبها موقع خواب برای طفره رفتن از خوابیدن یک دفعه بلند می شه و می گه گرسنه هستم و وقتی هم چیزی می آریم یک چیز دیگه رو بهونه می کنه و تازه چیزی هم که نمی خوره قهقههمتفکر

جل الخالق

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان آرشيدا قند عسل
4 دی 91 12:33
هههههههه!!!! بوسسسس واسه تو فسقلي كلك باز.


مرسی خوب من و آرشیدا و بقیه دوستان این هستیم دیگه شیطون و بلا


مامان شايان
4 دی 91 15:12
اي جونم قربون اون شيطنتو هوشت بشه خاله


خدا نکنه
مامانی ثنا و محمد امین
5 دی 91 10:31
ای آیلای شیطون
راستی مامان آیلا از ماماما بپرس ببین شما وقتی همسن آیلایی بودی از این کارها میکردی شاید به خودتون رفته


نه عزیز جون من خیلی سربه راه بودم
مامان مشکات و حسین مهدی
7 دی 91 4:29
عزیزم دخترم نازت رو ببوس این دخترا مخصوصا امروزیا یه عجوبه این باور نکردنی حالا منتظر چیزای دیگه هم باش


چشم واقعا هم همینطوره که می گین
مامان فرنیا
8 دی 91 16:13
اخه اگه از این کارها نکنن چجوری خودشون را واسه ما لوس کنن و ما هم دستوراتشون را اجرا کنیم


دقیقا
خاله حسنا
4 بهمن 91 11:37
بلااااااااااااااااااااااا